مجموعه كلمات حسني
ويژه ماه مبارك رمضان
خلاصه كتاب المراقابات تاليف حاج ميرزا جواد
آقا ملكى تبريزى قدس الله سره الشريف، بخش
مربوط به ماه مبارك رمضان
وداع با ماه رمضان
كار مهم ديگر وداع ماه رمضان و متأثر شدن بخاطر جدايى از آن است. در اين رابطه دعاها و مناجاتهايى پرارزش با ماه بزرگ خدا رسيده است.
توضيح وداع با ماه رمضان
اگر خدا حافظى با «زمان» - كه فاقد درك سخن ما و خدا حافظى است - برايت مشكل است به جواب سيد - قدّس اللّه سره - در اقبال مراجعه كن. و اگر به آن قانع نشدى اين مطالب را بخوان:
زمان و مكان و ساير چيزهايى كه از قبيل حيوانات نيستند، گرچه در اين عالم و به اين شكل درك و شعورى ندارند ولى تمام آنها در بعضى از عالمهاى بالاتر داراى زندگى، درك، توانايى سخن گفتن و بيان نمودن و دوستى و دشمنى مىباشند. و روايات بسيارى كه درباره احوال عالم برزخ و قيامت رسيده و نيز مكاشفات اهل مكاشفه اين مطلب را ثابت مىكند. تمام موجودات اين عالم، قبل از بوجود آمدن، در عالمهاى ديگرى بوجود آمدهاند و موجودات در هر عالمى شكل و خصوصياتى مخصوص به آن دارند كه با شكل و خصوصيات اين عالم فرق مىكند.
يكى از خصوصياتى كه بعضى از عالمهاى برتر دارند اين است كه تمام موجودات آن زنده بوده و داراى شعور مىباشند و شايد اين آيه هم اشاره به همين مطلب داشته باشد: «و همانا سراى آخرت بهترين زندگى است.»«لهی الحیوان» زيرا فقط سراى آخرت را زندگى ناميده است.
رواياتى كه درباره سخن گفتن ميوهها در بهشت و خوشحال شدن تخت و سرور او بخاطر تكيه زدن مؤمن بر آن وارد شده است نيز دلالت بر حيات موجودات در عالم آخرت دارد و حتى بعضى از روايات دلالت بر سخن گفتن زمين با مؤمن و كافر دارد.
سخن گفتن سنگريزه در دست رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه از معجزات آن بزرگوار است نيز از همين قبيل است، زيرا سخن گفتن آن در ملكوتش مىباشد. و اعجاز رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فقط در رسانيدن سخن گفتن (با زبان ملكوتى) او به گوش مردم اين جهان است.
حتى تمام معجزاتى كه پيامبران و اولياء از خود بروز دادهاند، از قبيل به سخن واداشتن جمادات و زنده كردن آنها، از همين قبيل است.
زندگى عصاى موسى و پرنده عيسى يك زندگى ملكوتى و بر اهل اين عالم پوشيده بود و زمانى كه خداوند لازم ديد اين زندگى را براى مردم آشكار نمود. زمان نيز در بعضى از عوالم خود زنده و داراى شعور است. پس وداع با او و مخاطب ساختن او در عالم خودش چه اشكالى دارد مهم اين است كه وداع كننده بايد در اظهار غم و اندوه هنگام وداع راستگو باشد، تا مبادا با دروغ و نفاق - در چنين زمان گرانقدرى - اين ماه را به پايان برساند، گرچه چنين صداقتى فقط براى كسانى تحقق پيدا مىكند كه با اشتياق و علاقه نه با نارضايتى و زحمت اين ماه را بسر برده باشند.
بطور كلى غم در ماهيت وداع وجود دارد، و فقط كسى غمگين مىشود كه به همراه وداع كننده خود علاقمند باشد و چنين كسى نه تنها با او مخالفت نمىكند، بلكه آنچه را كه مورد علاقه اوست بجا مىآورد.
بنابراين اگر از آمدن ماه رمضان و روزه و عبادتهاى آن خوشحال باشى و به آن علاقمند بوده و نسبت به انجام اعمالى كه در اين ماه وارد شده، با توجه و در اين جهت جدى و به كرامت، فضل و فايده آن - آنگونه كه بايد - معتقد باشى، طبيعى است كه از جدايى آن غمگين شده و بسر آمدن آن براى تو سخت است. و در چنين صورتى اگر بگويى:
«السلام عليك من قرين جلّ قدره موجودا و افجع فراقه مفقودا،
سلام بر تو كه همراهى و وجودت گرانقدر و نبودن و جداييت فاجعه است».
راستگو خواهى بود. و نيز اگر در مناجات با پروردگار خود بگويى:
«نحن مودعوه وداع من عز فراقه فغمنا، و اوحش انصرافه عنا فهمنا،
ما با او مانند كسى كه جدايى از او سخت و رفتن او موجب وحشت است، وداع كرده و غمگين شديم.» گفتار تو صادقانه خواهد بود. ولى اگر - پناه بر خدا - اين ماه براى تو سخت بوده و با سختى روزه و عبادتهاى آن را انجام داده باشى از باقى ماندن آن ناراحت باشى و در پايان ماه با چنين سخنانى با اين ماه وداع كنى، ماه رمضان تو را دروغگو خواهد دانست و در جواب تو مىگويد: «از سخنانت خجالت نمىكشى، به همراهى من راضى نبودى و من براى تو سخت بودم، به خيرات و هدايا و تحفههايى كه براى تو بود بىاعتنايى مىكردى و با اشتياق و رغبت به استقبال من نيامدى، با انس و علاقه مرا همراهى نكرده و مشتاق تمام شدن و جداييم بودى و اكنون در قلبت از جدايى من خوشحال ولى با زبانت اظهار غم و اندوه مىنمايى» در اين صورت اگر خداوند در جواب مناجات از تو روى گردانده يا بخاطر دروغ گفتن و كوچك دانستن جناب قدسش تو را مجازات نمايد، چه حالى خواهى داشت
+ نوشته شده توسط هادی در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت
5:17 |