تبليغاتX
علوم اسلامی

همان طور كه بيان شد، دانشمندان مسلمان كتاب هاى منطقى بسيارى نگاشته اند. اين رساله ها به لحاظ حجم و نيز عمق مطالب، همگى در يك سطح نيستند. برخى به انگيزه گزارشى مختصر از اين علم و بعضى به منظور شرح و بسط مسائل منطقى و برخى ديگر نيز به جهت توسعه و نكته سنجى هاى دقيق منطقى نگاشته شده است. در فراگيرى يك دانش، اطلاع از طبقه بندى آموزشى كتاب هاى تأليف شده در آن علم، براى دانش پژوهان و علاقه مندان از اهميّت ويژه اى برخوردار است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هادی در یکشنبه ششم خرداد 1386 و ساعت 11:7 |

از بين دانشوران و فرهيختگان بزرگ مسلمان كه به اِمعان نظر و موشكافى در مسائل منطقى پرداختند و در تكميل و تنظيم علم منطق نقشى مهم و بسزا داشتند، مى توان به اين افراد اشاره كرد:

1 . ابونصر محمد بن طرخان فارابى، ملقب به معلم ثانى (338 - 257ه.ق): وى پدر منطق اسلامى شناخته شده و بر آثار منطقى ارسطو شرح هاى متعددى نوشته است. فارابى نخست از شاگردان بيت الحكمه بود و سپس از استادان برجسته آن جا شد. مهم ترين اثر منطقى او اوسط كبير و مجموعه اى است كه با عنوان منطقيات فارابى به چاپ رسيده است.

2 . ابوعلى حسين بن عبدالله بن سينا، ملقب به شيخ الرئيس (428 - 370 ه.ق):


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هادی در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 0:23 |
منظور از تاريخ علم منطق، زمان تولد و چگونگى شكوفايى و رشد اين دانش به عنوان مجموعه اى مدوّن است؛ وگرنه، ذهن انسان به طور تكوينى و براساس خلقت به گونه اى آفريده شده است كه در جريان تفكر به شيوه اى خاص عمل مى كند و از اين جهت، هرگز تابع دستور و يا قانون جعلى كسى نيست. به عبارت ديگر، تاريخ تولد منطق تكوينى مقارن تاريخ تولد انسان است؛ اما منطق به عنوان دانشى مستقل و مجموعه اى از قواعد مدوّن انديشه، سال ها پس از خلقت انسان تأليف و تدوين شد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هادی در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 9:43 |

دانستيم كه علم منطق به صورى و مادى تقسيم مى شود. حال بايد دانست مباحث منطق صورى و مادى را مى توان به دو بخش تصورات و تصديقات تقسيم كرد.

انسان در درون خود واقعياتى چون درد، شادى و غم را احساس مى كند. پس از مدتى كه آن رخدادِ درونى از بين رفت، صورتى از آن در ذهن او باقى مى ماند. تحقق اين امور در درون انسان و نيز صورت هاى آن، صفت و حالتى را براى او ايجاد مى كند كه به آن علم ، ادراك و يا آگاهى گفته مى شود. بنابراين،


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هادی در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386 و ساعت 11:46 |

براساس آنچه در بخش منطق و تعریف آن بيان شد، موضوع دانش منطق معلوم مى شود. منطق از انديشه بشر سخن مى گويد؛ يعنى به بررسى جريان تفكر مى پردازد. جريان تفكر به دو منظور تحقق مى يابد:

1 . سامان بخشيدن به معلومات پيشين به گونه اى كه تعريف جديدى را نتيجه دهد.

 . تنظيم و ترتيب بخشيدن معلومات پيشين به گونه اى كه استدلال هاى جديد در ذهن شكل گيرد.

حال اگر انسان در جريان انديشه گاه به بيراهه و خطا مى رود، لاجرم اين كژروى فكرى در يكى از دو زمينه فوق (تعريف و استدلال) خواهد بود و چون منطق، رسالت خطاسنجى فكر را به عهده دارد، بنابراين بايد راه و روش مصون ماندن انديشه از خطا را در دو عرصه تعريف و استدلال بيان كند. پس مى توان گفت موضوع منطق عبارت است از:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هادی در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386 و ساعت 19:43 |

 در علوم مختلف و بخصوص علومي كه با برهان و استدلال كار دارد، افراد در برابر سؤالات متعدد و متنوعي كه در آن علم مطرح مي گردد به تناسب توانايى هاى فكرى و پيش فرض هاى قبلى خود، هر چند براى زمانى كوتاه هر يك پاسخى متفاوت و درخور خويش فراهم كرده اند و در اين راه، چه بسا دگرگونى ديدگاه هاى خويش در مسائل مختلف را نيز ديده اند. اختلاف در ديدگاه، نشانِ اين است كه ذهن در جريان تلاش انديشه اى خود براى كشف واقعيت، راه هاى متعددى را برمى گزيند كه برخى درست و برخى نادرستند. به عنوان نمونه به مثال هاى زير، كه حاصل بعضى از تفكرات بشرى است، دقت كنيد:

- خدا نور است. هر نورى محسوس است. بنابراين، خدا محسوس است.

- سقراط انسان است. هر انسانى ستمگر است. بنابراين، سقراط ستمگر است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هادی در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386 و ساعت 12:38 |